تبرکنامه‌ها (1): شمس الرحمان

نقل‌قول‌های گشایشگر آثار را بسیار دوست دارم و مدتی است جمع‌آوری می‌کنم. کتیبه در معماری، سرلوحه در ابتدای کتاب، یا همان تبرکنامه در اثر نقشی فراتر از زیور و تزئین دارد. تبرکنامه نشان ازنق ارادت نویسنده تیزبین به مرام و اندیشه‌ی نویسنده‌ای دیگر دارد، احترام به پیشکسوتی است که راه نوشتن را برای نوقلم هموارتر کرده. گاهی تبرکنامه در چند خط، خلاصه‌ و چکیده همه آن چیزی است که نویسنده سعی کرده در دویست سیصد صفحه بگوید و خودش خوب می‌داند که نتوانسته است. تبرکنامه اسم رمز ورود است، رمزگانی آشنا بین نویسنده‌ی جوان و نامجو و خواننده‌ی کهنه‌کار. گاهی هم یادآورانه است، در حق نویسنده و شاعری که به رغم کیفیت، مهجور مانده و عمرش به روزگار همرسانی‌ها قد نداده. تبرکنامه‌ روایتی است مستقل و هم سوار و سایه‌گستر بر متن اصلی.پیرامتنِ تبرکنامه گاهی به قدر خود اثر ارزش خواندن و ژرف‌اندیشیدن دارد.

تبرکنامه‌ی نخست را از کتابی انگلیسی به قلم نویسنده‌یا بنگلادشی انتخاب کرده‌ام که از شاعر شهیر بنگلادش، شمس‌الرحمان یاد کرده است:

آزادی! تو

کاژه‌یی در باغی،

آوای فاخته‌یی؛ برگ‌های براقِ انجیر هندیی،

دفتر ِ شعر منی، که هرچه خواست دلم

بنویسم

Related

توصیف رگبار شهری

جاناتان سوئیفت از کتاب «حکایت بانوی آزرده»، انتشارات پارسه چنین زنند تفأل مراقبانِ دقیق به موعد نامبارک رگبار گربه‌ هم…

کتاب خوب|آلیس مونرو

داستان جاده نيست كه بپيمايي‌ش...بيشتر شبيه خانه‌اي ست كه واردش مي‌شوي و مدتي مي‌ماني، چرخ مي‌زني و پيش و پس…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *