تئودوتوس – کنستانتین کاوافی

 

اگر از ما سرتری

حواست باشد به شکل این پیروزی

هرچه تجلیل کنند

هرچه شهرها تمجیدت کنند

هرچه که فتوحات نمایان در ایتالی و تسالی

هرچه‌قدر که شریف و عزیز

حتا اگر طرفدارانت در رم به تو رأی داده باشند

شادی و پیروزی‌ا‌ت جاودانی نیست

دیگر خودت را برتر و بالادست نمی‌بینی،

چه‌طور می‌شود وقتی که

تئودوتوس* در اسکندریه، در طبقی غرقِ خون

برایت سرِ پمپیوسِ بیچاره را پیشکش آورده

 

و فکر نکنی که جان خودت در امان است

که درحصارِ گماشتگانی بی‌تهدید و خطر

آن‌ها هم نمی‌توانند جلوی اتفاقات ترسناک و خطرناک را بگیرند

شاید همین ساعت و روز

در خانه‌ی همسایه‌ی خودگمارده‌ات

تئودوتوس، مجرد و نامرئی

طبق به‌دست سرِ دیگری را پیشکش کند.

 


* تئودوتوس (مرگ 42 ق.م.) سخنور و آموزگار علم بدیع که بطلمیوس سیزدهم شاه مصر را به قتلِ پمپیوس، فرمانروای سیاسی‌نظامی مقتدر در جمهوری روم، مجاب کرد. هم او اولین کسی بود که سر پمپیوس و انگشترخاتم او را پیشکش نزد شاه برد. مخاطب شعر مشخصاً همین پادشاه است.


  • از کتاب بقیه را به اهل هادس می‌گویم، ترجمه محمد طلوعی و فرزانه دوستی، انتشارات اچ اند اس مدیا

Related

«دوستت دارم»

تاملاتی درباره عشق و تعهد جودیت باتلر استاد دپارتمانِ رتوریک و ادبیات تطبیقی و مدیر برنامه نظریه انتقادی دانشگاه کالیفرنیا…

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *