مجله ادبی سان

حفره – اندرو پورتر

حفره انتهای ورودی ماشین‌روِ خانه‌ی  «تال واکر» قرار داشت. حالا رویش را پوشانده‌اند اما دوازده تابستان قبل، یک روز «تال»…

ادامه مطلب

شصت و پنج سالگی

“همان‌طور که شاه لیر دریافته بود، پیری اجتناب‌ناپذیر است. رفته‌رفته احساس می‌کنم به دنیا آمده‌ام تا رنج بکشم. و اگر…

ادامه مطلب